حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
1983
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
حريق چيزى باقى نگذارند ، بندگانشان را در آتش انداختند و خودشان هم در آتش رفته سوختند ( كتاب 13 ، بند 6 ) . جنگ با پىسيديان پس از آن پرديكّاس به طرف پىسيديّه رفت ، تا دو شهرى را ، كه ياغى شده بودند ، مجازات كند . اهالى اين شهر را لارانديان و ايسوريان « 1 » ميناميدند . اينها در زمان اسكندر ، بالاكروس « 2 » پسر نيكاتور « 3 » را ، كه فرمانده قشون و والى اين ايالت بود كشته بودند . پرديكّاس شهر لارانديان را گرفته تمام مردان كارآمد را از دم شمشير گذراند ، سايرين را بمزايده گذاشته فروخت و شهرها را از بيخ و بن برانداخت . شهر ايسوريان محكم بود و مقدونيها آن را محاصره كردند . دو روز جنگهاى سخت شد و چون مقدونيها تلفات زياد داده بهرهمندى نيافتند و از طرف ديگر ميدانستند ، كه آلات حرب در شهر زياد است ، ميخواستند شهر را رها كرده بروند ، ولى روز سوّم تلفات مدافعين زياد شد و قحطى آذوقه در ميان آنها افتاد . در اين احوال اهالى شهر تصميم كردند ، كه بميرند و آزادى خودشان را از دست ندهند ، بخصوص ، كه يقين داشتند ، مقدونيها به آنها امان نخواهند داد . در نتيجهء اين تصميم ، چون شب در رسيد ، زنان و اطفال را در خانهاى جمع كرده آن را آتش زدند . بعد همين كه آتش شعله كشيد اموالشان را هم در آتش افكندند تا براى دشمن چيزى باقى نماند . پرديكّاس از اين قضيّه در حيرت شد و خواست داخل شهر شود ، ولى مدافعين مانع شده عدّهاى زياد از مقدونيها كشتند . اين دفاع بر حيرت او افزود ، زيرا نميتوانست بفهمد ، كه چرا ايسوريان شهر را دفاع ميكنند ، و حال آنكه زنان و اطفال خودشان را زير خاكسترها دفن كردهاند . بعد پرديكّاس و مقدونيها قدرى از شهر دور شدند و مدافعين همين كه فرصت يافتند شتابان خودشان را نيز در آتش افكنده با سايرين در زير خرابههاى خانههاشان مدفون گشتند . روز ديگر پرديكّاس شهر بى سكنه را بسربازان خود براى غارت داد و آنها
--> ( 1 ) - Larandeens , Isauriens . ( 2 ) - Balacrus . ( 3 ) - Nicanor .